فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خفه شدن

 
۸
بالا
۰
پایین
این کلمه شکل بی ادبانه ی "ساکت شو" است و کاربرد آن در موارد نزاع یا در جمع دوستان است و مناسب گفتارهای رسمی با افراد غریبه نمیباشد. از این عبارت برای درخواست عدم ادامه ی صحبت یک فرد و همچنین برای اعلام صریح مخالفت می توان استفاده کرد.
علاوه بر موارد گفته شده برای بیان تعجب و همچنین برای اعلام رضایت به شکل ضمنی می توان از این عبارت استفاده کرد. نوع دیگری از معنی این عبارت به معنی غرق شدن است یا بطور کلی در محیط های گرم یا محیط هایی که با کمبود اکسیژن مواجه هستیم به کار میرود. کاربردهای مختلفی از آن را در زیر میبینید:
درخواست ساکت شدن:
هنگام پخش خبر فردی شروع به صحبت میکند به طوری که مزاحم شنیده شدن خبر میشود
فرد دوم: خفه شو

اعلام صریح مخالفت:
فرد اول: میخوای جای من بری امتحان بدی؟
فرد دوم: خفه شو.

بیان تعجب:
فرد اول: دیشب تو خیابون فلان فرد مشهور رو دیدم.
فرد دوم: خفه شو!!!

گرما و کمبود اکسیژن برای مترو و "بی ار بی" بسیار کاربرد دارد:
دیشب تو مترو خفه شدم.

رضایت ضمنی:
پسر: می خوای بیام خواستگاریت؟
دختر: خفه شو :))) !!!
نویسنده: امیرب
۲۷ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!