فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کمباین

 
۱۴
بالا
۳
پایین
هنگام ضایع شدن طرف به کار می رود.
در طی فرایند ضایع شدن، معمولاً مو های زایدی در قسمت های زیرین بدن می روید که برای کوتاه کردن آن از دستگاه کمباین استفاده می شود!!!
و معمولاٌ برای افراد از خود راضی استفاده می شود.
هنگام تماشای مسابقه فوتبال:
اصغر: این دیگه گله!!!!
((توپ گل نشد))
اکبر: هه هه! کمبـــــــــــــــاین!
---------------------------------------
-فرضیه نسبیت عام برای کی بود!؟
-این سواله آخه!؟ برای نیوتون دیگه!
-کمباین بیارم خدمتتون !؟ برای انیشتینه!
واژه های مرتبط: چمن زنی
نویسنده: :-)
۲۶ بهمن ۱۳۹۰
کمباین
محل رواج: همه جا و ادم باحالا

 
۱۳
بالا
۳
پایین
وقتی کسی در یک شرط بندی می بازد یا در کسی به حرفش گوش نمی دهد یا به هر دلیلی کنف می شود یا به قول معروف پش می شود به کار برده می شود. زمانی که کسی پش می شود کمباین پش او را میزند.
وقتی کسی با اشتیاق جوک می گوید و انتظار دارد بقیه بخندند اما کسی نمی خندد و اینجور مواقع اطرافیان می گویند کمباین و صدا ی کمباین را در می اورند
واژه های مرتبط: ضایع کنف پش
نویسنده: هومی
۲۶ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!