فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کف کردن، کف بر شدن

 
۸
بالا
۲
پایین
متعجب و متحیر گشتن شخصی هنگام رویداد اتفاقی غیر منتظره
اولی: من نتونستم دربیو ببینم چی شد؟
دومی: اس اس تو 10دقیقه آخر 3تا گل خورد. تازه بایه بازیکن بیشتر
(در این هنگام دهان شخص اولی با زاویه 120درجه باز میشود)
دومی: چیه داداش کفت برید(کف کردی)؟
واژه های مرتبط: تعجب تحیر
نویسنده: فمی
۱۷ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!