فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خرخون

 
۸
بالا
۱
پایین
معنی واقعی آن کسی است که بیش از حد درس را می خواند و در واقع چیزی از آن نمی فهمد و سعی می کنم با خواندن زیاد آن را طوطی وار در مغز خود فرو کند اما در عمل در معانی متفاوتی به کار می رود.
کسی که نمره خوب می گیرد(حتی اگر از زمان و کم وکیف درس خواندش مطلع نباشیم)
کسی که در کلاس جزوه می نویسد.
کسی که به استاد توجه می کند.
و به صورت کلی هر عملی که نشان گر اهمیت قائل شدن فرد برای درس باشد منجر به این می شود که خرخون خطاب شود.
+"علی می آی بیرون؟" -نه فردا امتحان دارم +"برو بابا خرخون"

+"سحر چه می کنی؟"-"برای بار 398 ام کتاب را دوره می کنم" +" این قدر خرخونی نکن دیگه بسه"
واژه های مرتبط: سگ خون
نویسنده: سینا شهری
۱۱ خرداد ۱۳۹۳
خرخون

 
۱۰
بالا
۷
پایین
كسی كه خیلی درس می خواند.
- امتحانو چند شدی؟
- ٢٠ گرفتم
- آه ، خیلی خرخونی!
واژه های مرتبط: درس خون سگ خون
نویسنده: امين
۱۵ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!