فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لاشی

 
۶۹
بالا
۲۳
پایین
فردی که همچون لاشخور به ته مانده های هر چیزی چنگ بزند و از هر فرصتی برای کندن مال از هر چیزی دریغ نکند
ولی در ۹۵درصد مواقع به عنوان نوعی فحش استفاده میشود
اولی: هووووووو مرتیکه لاشی
دومی: چی؟! به من میگی لاشی؟ الان میام . . .
واژه های مرتبط: انگل جامعه
نویسنده: m_@li
۱۱ بهمن ۱۳۹۰
لاشی

 
۵۳
بالا
۱۴
پایین
لاشی به آدمای میگن که 1مفت خور باشه 2 نامردی کنه 3 دوروباشه4 هرجایی باشه5بزن درو باشه6 سعی کنه همه چی رو ب نفع خودش هرجوری شده تموم کنه 7 داغونش هم کنی باز لاشی
لاشی بدو گمشو تا نمردی
واژه های مرتبط: تن لش
نویسنده: امیر021
۱۰ آبان ۱۳۹۲
لاشی

 
۴۱
بالا
۱۳
پایین
1-لاشی ینی یه ادمی که با همه هست.
2- ضدحال
3- کثیف
4- کلا آدم تخمی رو میگن لاشی!
- دیدی یارو هر روز میره کفتر بازی !
- آره بابا خیلی لاشیه !
واژه های مرتبط: لاشخور
نویسنده: نگین zakhar
۲۴ مهر ۱۳۹۳
لاشی

 
۲۲
بالا
۱۳
پایین
لاشی فحش نیست یه کلمه عربی، لا به معنای هیچ و شئ به معنای چیز پس در کل لاشی به معنای هیچ چیزی نیستی هست.....
هی لاشی اینم نیستی ها.....
واژه های مرتبط: هی لاشی
نویسنده: سیا پلنگ
۱۸ فروردین ۱۳۹۴
لاشی
محل رواج: جردن

 
۴۲
بالا
۳۴
پایین
لاشی فحش نیست. هر شی ای که بین دو چیز باشد لاشی است.
آدم لاشی. آدمی که بین دو آدم دیگر گیر کرده باشد.
واژه های مرتبط: شی
نویسنده: حمید ب
۱۱ آبان ۱۳۹۲
لاشی
محل رواج: تهران و کرج

 
۱۱
بالا
۴
پایین
کسی که در روابط عاطفی ادای آدمهای عاشق پیشه را در میاورد ولی در اصل با چندین نفر دیگر هم رابطه دارد.
یا کسی که قصدش از نزدیک شدن به دخترها فقط برقراری رابطه جنسی با آنها میباشد و در اکثر مواقع پس از رسیدن به هدفشان به سرعت آنها را ترک میکنند.

کسی که قصدش از نزدیک شدن به افراد فقط تیغ زدن آنها باشد.

در معنای عام کسی را گویند که برای رسیدن به هدفهای خود حاضرند اطرافیان خود را قربانی کنند.
لاشی باشی تا شی توشه
واژه های مرتبط: لاشی
نویسنده: جمهور
۲۴ آبان ۱۳۹۴
لاشی

 
۷
بالا
۳
پایین
ادم فقط یک بار عاشق میشه !بعد از اون لاشی!!!!!
خودممممممممم
واژه های مرتبط: لاشی
نویسنده: محمد نظری
۱۶ آبان ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!