فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مغزم گوزید

 
۱۵
بالا
۲
پایین
این اصطلاح از دو کلمه "مغز" یعنی محل فرمان بدن و "گوزیدن" به معنای خارج شدن باد از معده تشکیل می شود و در هنگام خستگی زیاد وقتی که موضوعی را متوجه نمی شوید به کار می رود.
- اصغر جدول مندلیوفو از حفظ بگو.
- برو بابا نگفته مغزم گوزید.
واژه های مرتبط: هنگ کردم مغزم ترکید
نویسنده: میلادینو
۹ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!