فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تحفه

 
۲۹
بالا
۲
پایین
صفتی است که به چیزی یا کسی‌ داده میشود که بیشتر از آن چیزی که واقعا ارزش دارد باور شده هست.
اگه کسی‌ فکر کنه که از دماغ فیل افتاده و ادّعا زیاد می‌کنه، تحفه بهش اطلاق می‌شه.
پرداختن و انرژی گذاشتن رو چیزی که اون قدرا ارزش نداره.
افشین: اگه شده همه زندگیمو میدم تا به اون دختر برسم
دوست افشین: حالا یارو خیلی‌ هم تحفه نیستا داداش
واژه های مرتبط: تحفه
نویسنده: mertash
۷ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!