فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

گا

 
۲۰
بالا
۱
پایین
بیشتر با ترکیب: به+گا+رفتن، و حتی به صورت: به+فاک(fuck)+رفتن، به کار می‌رود. یعنی بیچاره و گرفتار شدن، اسیر و گرفتار امری شدن.
فلانی به گا رفت (= بدبخت شد.)
واژه های مرتبط: دهن سرویس شدن
نویسنده: زامقارت
۲۲ آذر ۱۳۹۱
گا

 
۱۹
بالا
۸
پایین
واحد تجربه است.
حسن: ممد این درس ریاضی یک رو هم که افتادی.
ممد: آره داداش، باکی نیست. جاش 3 گا تجربه کسب کردم.
واژه های مرتبط: به گا رفتن
نویسنده: شازده
۵ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!