فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

بسترساز
محل رواج: همه جا علی الخصوص حرصت گرفته!

 
۱۱
بالا
۰
پایین
معنی رایج: به شخص پلید و بدذات موقع عصبانیت گفته می شود!
معنی لغوی: به شخصی گفته می شود در ازای دریافت مبلغی معین برای مدتی مشخص برای امری منکر در اختیار مشتری قرار می دهد.
- این ایمان کثافت می گفت هیچی درس نخوندم دیروز ولی امروز همه نمره هاش ۲۰ شده...
- آخره خیلی بسترسازه ناکس...

- حاجی یه بسترساز گیر بیار بدجور لَنگم!
واژه های مرتبط: کثافت خاله دایی بدذات
نویسنده: iMaN
۴ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!