فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خز و خیل

 
۱۹
بالا
۷
پایین
شلخته و درب و داغون
۱. دادا بزن بریم قاطی خز و خیلا.
۲. خز و خیل بازی در نیار اسکول...
واژه های مرتبط: زاغارت چپول
نویسنده: پویان رها
۴ بهمن ۱۳۹۰
خز و خیل

 
۱۰
بالا
۲
پایین
برای چیزی یا کسی به کار می رود که قدیمی و خیلی ضایع باشد ، یا نمونه مشابه زیادی داشته باشد.
طرف و دیدی چطوری تیپ میزنه ، خیلی خز و خیله!
واژه های مرتبط: جواد
نویسنده: ManZi
۲۰ مرداد ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!