فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ته بندی
محل رواج: unlimited

واژه روز در۱۹ فروردین ۱۳۹۱

 
۹۸
بالا
۲۵
پایین
روند آماده سازی چیزی(یا مکانی ) برای پذیرش موارد متعاقبه...که صرفا برای معده ی خالی به کار میره و هم معنی واژه ی ملموس و امیدوار کننده ی "پیش خوراک" هستش
(خسته و کوفته از کلاس پ.ف دهقان میای خونه و نوبت سیمین بوده ناهارو بار بذاره)
من بدبخت فلک زده: ای بابا سیمین چی شد این ناهار کوفتی؟
سیمین: یه دقه زر نزن خورشت جا بیفته میارمــــــــــ....
بازم منه فلک زده با قارو قور اشکمو اعصاب خورد: ای بری زیر تریلی خودم با قاشق جمت کنم از رو زمین، مردم از گشنگــــــــــــی...!!!!!!
سیمین: فعلا این سیبو حروم اون اشکم واموندت بکن واسه "ته بندی" تا ناهار حاضر شه (نمردیمو معنیه ته بندیم فهمیدیم!!!!!!)
۱۶ فروردین ۱۳۹۱
ته بندی
محل رواج: بیشتر در بین جنوبی ها (بندرعباس)

 
۱۰
بالا
۷
پایین
به معنی خوردن شام یا نهار یا هر وعده غذایی.
حاجی ما گرسنمونه بریم یه ته بندی کنیم و برگردیم !
واژه های مرتبط: لمبوندن
نویسنده: Rezasun
۲ بهمن ۱۳۹۰
ته بندی

 
۵
بالا
۵
پایین
منظور کمی غذا خوردن به صورتی که سیر نشی ولی احساس گشنگی هم نکنیم
حاجی ما گشنمونه بریم یه ته بندی کنیم بیام
یعنی حاجی ما گرسنه هستیم، بریم یه چیز سبک بخوریم تا احساس گشنگی نکنیم
واژه های مرتبط: گشنه شکم غذا
نویسنده: یانگ
۱۰ آذر ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!