فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کَره

 
۱۷
بالا
۳
پایین
اصطلاحاً به مکان، غذا، آهنگ و یا هر چیز دیگری که مطلوب و باب میل باشد "کره" اطلاق می‌شود.
- این آهنگ رو شنیده بودی؟!
-نه! دمت گرم، خیلی آهنگ کره‌ای بود!

-یه رستوران خوب بلدی امشب بریم حال کنیم؟
-بیا ببرمت یه جای کره لذتشو ببری!
واژه های مرتبط: توپ ردیف باحال مشتی
نویسنده: iMaN
۲ بهمن ۱۳۹۰
کَره
محل رواج: طِرون قدیم

 
۲
بالا
۲
پایین
دوخترخانومای خوشکل موشکل مامانی و کمی تااندکی شوت
فاطی عجب کَره ایه!
واژه های مرتبط: داف
نویسنده: شَرام
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!