فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خوب (خُب)
محل رواج: اصفهان و حومه

 
۲
بالا
۴
پایین
به معنای لات، لختی، قلدر، بزرگ، کسی که بقیه او را در نقاط دیگر میشناسند، آدم شناخته شده یک محله،
گاهی به معنای خلافکار سنگین هم بین نوچه ها به کار میرود.
خُبی کوجای دادا !؟ (از لات های کدام محله هستی؟)
خُب بازی در نیار! (گوز زیادی در نکن!،لات بازی در نیار.)
واژه های مرتبط: لختی لات گوز زیادی
نویسنده: علی نیکوتین
۱ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!