فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تهران

 
۱۳
بالا
۱۴
پایین
شهر دود و شلوغی با ترافیک های پدر در بیار
آخ جون بخاطر آلودگی فردا رو هم تعطیل شدیم
آقا مگه جلوتو نمیبینی که می ریی تو شکمم
مردیم تو این ترافیک سنگین . بابا یه پل دوطبقه ای یه خیابونی چیزی بزنید
واژه های مرتبط: تهران
نویسنده: pardik
۱ بهمن ۱۳۹۰
تهران

 
۱۵
بالا
۱۷
پایین
تهران یه شهر بزرگه اما مثل ساحل دریاست نه خود دریا. چون دریا خودش پاکه اما هرچی آشغال داره پس میزنه تو ساحلش..
عجب ساحل دریاییه تهران!
واژه های مرتبط: تهران
نویسنده: V
۲۴ اسفند ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!