فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پشندی

 
۸
بالا
۳
پایین
ابتدا فقط برای نوعی سیب زمینی به کار می رفت. اما با گسترش حوزه کاربرد اشاره به چیزی دارد که بسیار مرغوب است و بیشتر در مورد خوراکی ها به کاربرده می شود.
دوغش خیلی پشندیه = دوغ باحالی است.
آقا دوتا پیراشکی پشندی به ما بده = پیراشکی پر ملاط
واژه های مرتبط: مشدی مشد
نویسنده: فریبرز
۲۹ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!