فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مكان

 
۴
بالا
۲
پایین
مكان به خانه خالی از سكنه گفته می شود
كجا بریم؟
- مكان براهه....
واژه های مرتبط: خونه خالي
نویسنده: شهروز
۱۳ آذر ۱۳۹۳
مكان

 
۷
بالا
۱۰
پایین
كنایه از خانه خالی یا محلی كه میتوان در آن نزدیكی جنسی انجام داد.
اولی: سلام ناز، چرا حالت گرفته است؟
دومی: یه تیكه ناز تور زدم ؛مكان پیدا نیست؛لامسب.
واژه های مرتبط: تيكه گوشت مكان تور کردن
نویسنده: reza
۲۸ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!