فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خز خان

 
۹
بالا
۴
پایین
خز خان -با فتح خ - کلمه ای است که بین دوستان و آشنایان صمیمی به کار می رود و در آن نوعی پارادوکس دیده می شود. معمولا مواقعی به کار می رود که یکی از طرفین حرف طرف مقابل را در درون می پذیرد اما نمی خواهد این مطلب را بروز-نشان- دهد.
هادی و علیرضا بر سر موضوعی بحث می کنند و بعد از تحقیق و تفحص حرف هادی تایید می شود.
هادی : دیدی گفتم؟
علیرضا: خز خان! خودم می دونستم، می خواستم تستت کنم
واژه های مرتبط: خز
نویسنده: هادا
۲۸ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!