فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پیش دو
محل رواج: نواحی مرکزی خراسان مثل کاشمر و گناباد

 
۸
بالا
۴
پایین
پیش دو به مفهوم آدمی است که خود را در هرکاری دخالت میدهد .
این واژه از ترکیب دو واژه پیش + دو (داو) ساخته شده که "پیش" به مفهوم جلو و "داو" به مفهوم نوبت (بازی) است و از این جهت مورد استفاده قرار میگیرد که شخص پیش دو بدون آنکه ضرورت داشته باشد در کاری دخالت کند یا نوبت به دخالت او رسیده باشد خود را در کار دخالت میدهد یا بعبارتی نوبت دخالت خود را جلو می اندازد.
١. بچه بده اینقدر "پیش دو" باشه
٢. قبل اینکه ازت چیزی بخوان "پیش دویی" نکن .
واژه های مرتبط: فضولی
نویسنده: منوچهر
۲۸ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!