فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تیکه یخ

 
۹
بالا
۳
پایین
تیکه ای که بی خود و مزخرف است و وقتی آن بر زبان آورده می شود دمای هوا 10 تا 30 درجه کاهش می یابد مهم هم معمولا آدم احساس سرما می کند. آدم های خز و خیل زیاد استفاده میکنند
مثلا:
ساعت 12:00 ظهر است و برق ها قطع است
با دوستان در اتاقی نشسته ایم (اتاق کمی بدون نور دلگیر میشود)
که یک آدم خز وارد اتاق شده و می گوید:اِ... این جا رو نگا انگار که شبه هه هه ههه هه ... و بعد 1 ساعت ریسه می رود (ریسه واجب نیست!)
آن وقت است که دست هایتان را به هم مالیده و ها میکنید( اگر کلاه یا کاپشن دم دستتان است می توانید از آن ها استفاده کنید) و به اطرافیانتان می گویید: چه تیکه یخخخی انداخت یخخخخ زدیم (این جمله را با لرزش فک بگویید)
واژه های مرتبط: خز و خیل
نویسنده: A299T
۲۷ دی ۱۳۹۰
تیکه یخ

 
۴
بالا
۲
پایین
به تیکه ها و جک های قدیمی و مسخره گفته میشود.
و به کسانی که این تیکه ها رو میاندازند یخ یا یخچال گفته میشود.
بابا این رامتین خیلی یخه یه بار نشده که تیکه یخ نندازه.
واژه های مرتبط: اسکی رفتن
نویسنده: mrhb
۲۹ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!