فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مت
محل رواج: پادگان ها

 
۱۳
بالا
۶
پایین
1. مت در خدمت سربازی به معنی پایه خدمتی است.
2. گاهی به ارشدترین فرد(فردی با بیشترین پایه خدمتی) نیز گفته می شود.
3.به تاریخ اعزام به خدمت نیز مت می گویند.
4.کلمه مت بازی نیز در پادگان ها رواج دارد بدین معنی که افرادی که با پایه خدمتی بیشتر به دیگر نفراتی که پایه خدمتی کمتری دارند امرونهی می کنند. (حتی یک روز).
1. اینجا مت من از همه بیشتره.(پایه خدمتی منم)
2.طرف مت یگان ـه.
3.هم برجی هام رو درو دیوار پادگانه مت زدن.(تاریخ اعزام به خدمتشون رو نوشتن)
4.(جمله ای از دهان یک سرباز جدید) یگان ما ته مت بازیه دهنم سرویس شده.


مثال های دیگر:
سربازی در آخرین روزهای خدمت:
متمون شده مت بی ناموسی.
مت بالا شدیم دیگه نمی کشه.
نویسنده: matrix_3s
۱۰ فروردین ۱۳۹۲
مت
محل رواج: پادگانهای ارتش در تهران

 
۵
بالا
۱۰
پایین
به کسی می گویند که در ماههای آخر خدمت سربازی است .
مت صورت مخفف شده پایه خدمت است .
دیگه مت شدی نمی کشه هاااااااا؟
کم کم داری مت میشی .
واژه های مرتبط: سربازی
نویسنده: منوچهر
۲۷ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!