فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

گاو

 
۱۳
بالا
۶
پایین
گاو حیوونی نجیب است که همیشه حقش خورده می شود.
در فارسی عامیانه یکی از رایج ترین فحش ها و در طبیعت هم یکی از رایج ترین حیوانات است!
معمولاً به انسان های نفهم و کودن می گویند!
کلمه ی گاو، فحشی است بسیار اعجاب انگیز، چرا که ترکیباتی می پذیرد که معمولاً در کمتر کلمه ای در زبان فارسی مشاهده می شود هم چنین در اکثر این ترکیبات معنای کلمه رو عوض نمی کند و فقط غلظت فحش را افزایش می دهد.
مثل گاو نفهم یعنی شخصی که هیچی نمی فهمد. (گاو، معنای نفهم را تغییر نداد بلکه فقط اصرار بر نفهم بودن داشت)
یا گاوِ خر یعنی شخصی که مغزش کوچکتر از خر است.
این کلمه هم خانواده هایی از قبیل گوساله، گاو نر، گاو اسراییلی هم دارد.
۱. مردک گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاو! مگه کوری!؟
۲. آخه گوساله، کره گاو، مگه مغزت قده مغز گاوه!؟
۳. ههه! دماغش که دماغ گاو، هیکلش که عین هیکل گاو چندتا خال سیاه هم که مثه گاو داره! کدوم گاوی می خواد زن این گاو نر بشه!؟
۱۵ اسفند ۱۳۹۰
گاو

 
۴
بالا
۳
پایین
ندانستن چیزی، از چیزی مطلع نبودن، خبر از چیزی نداشتن
هیچی درس نخوندم، گاو گاوم...!
واژه های مرتبط: الاغ گیج زدن
نویسنده: GaGo
۲۷ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!