فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

قرمساق

 
۱۱۲
بالا
۵۰
پایین
دشنام گونه ای باشد.مردی كه زنش را در ازای پول به دیگران (برای تولید مثل) بدهد.
دو نفر درحال دعوا
اولی:خفه شو عوضی مادر...
دومی: گوه بخور مردیكه قرمساق
واژه های مرتبط: روسپي
نویسنده: reza
۲۷ دی ۱۳۹۰
قرمساق

 
۶۲
بالا
۱۹
پایین
اینکه در فارسی چه برداشتی از این کلمه شود یا چه معنایی برایش بسازند مساله دیگری است. ولی این کلمه در اصل یک کلمه ترکی است. قروم از مصدر قورماق میباشد و قروم یعنی ساختگی، و ساق به معنی سلامتی میباشد. قروم ساق به کسی گفته میشود که همیشه سلامتی خود را به صورت ساختگی ایجاد میکند، به قولی خودش را میسازد. حال چه با مواد افیونی یا مشروبات الکلی و مخدر
برای آشنا تر شدن و یاد آوری شما دو قسمت این کلمه را در کاربرهای مشابه این معنی در کلمات دیگر میاورم.مثلا؛ ساق اولاسان به معنی سلامت باشید،
و ایو قورماق به معنی ساختن خانه و ریشه مصدر قورماق همان قور خواهد بود که میدانیم ریشه کلمه حالت امری دارد. و قور یعنی بساز.
واژه های مرتبط: ایو قوردوم ساق اول
نویسنده: آقا بابک
۲۳ اسفند ۱۳۹۲
قرمساق

 
۵۶
بالا
۳۶
پایین
قرمساق از دو كلمه تشكیل شده 1:قرم یا كروم كه به معنی كلفت می باشد و هنوز هم در جنوب و جنوب غرب به تناوب كاربرد دارد. بخش 2: ساق میباشد كه همان ساق پا است در نتیجه معنی كلی كرمساق یا قرمساق به آدم ساق كلفت كه یك صفت زشت است و نباید به یك مرد گفته شود
مردیكه قرمساق
واژه های مرتبط: .
۲۵ بهمن ۱۳۹۱
قرمساق

 
۳۹
بالا
۲۵
پایین
زن زنا داده.
کسی که برای پول زن خودش رو زنا داده .
آدم خوک صفت .
مرتیکه قرمساق.
قرمساقه زن جنده .
واژه های مرتبط: زن زنا داده خوک صفت
نویسنده: فرزاد
۳۰ خرداد ۱۳۹۲
قرمساق
محل رواج: در بین عرق خور های قدیمی

 
۲۰
بالا
۱۱
پایین
قرمساق به شخصی گفته می شود که پای بساط عرق خوری دیگران می شیند ولی لب به مشروب نزده و به جایش از مزه عرق دیگرن می خورد!
مردک قرمساق
واژه های مرتبط: قرمساق قرمساق مزه خور
نویسنده: شب‌نویس
۳ بهمن ۱۳۹۳
قرمساق

 
۲۷
بالا
۲۰
پایین
قرمساق افرادی هستند كه زیاد دنبال مسائل جنسی هستند.وجزو دغدغه های روزمره شون هست.یكی از شناسه های ظاهری این افراد ساق پای لاغر ویكدست, حتی در افراد چاق نیز چنینه.البته همه كسانی كه ساق پا لاغره قرمساق نیستند مگراینكه سر بیناموسی ضعف دارن.
مثلا كسی كه چشمش دنبال هر زنی باشه ودنبال رابطه جنسی باهاش باشه بهش قرمساق میگن.
واژه های مرتبط: هرزه بيناموس
نویسنده: اسماعيل
۲۱ بهمن ۱۳۹۲
قرمساق
محل رواج: میانوند

 
۳۲
بالا
۲۹
پایین
قورومساق به معنی غواط میباشد، کلمه ای ترکی که از مصدر قورماق به معنی ایجاد ،بهم رساندن چیزی یا کنارهم چیدن + میانوند وم + پسوند فاعلی ساق ساخته شده . غواط هم مرد و زن را بهم میرساند . این کلمه در مقام تنفر از یک شخص به کار میرود.
قورومساق منی الداتدی.
قرمساق مرا فریب داد.
واژه های مرتبط: قورقو
نویسنده: داشما
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!