فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شافو

 
۶
بالا
۰
پایین
شافو در وازه در کل به معنی تابلو ه ویا کسی که کار خیتی کرده رو میگن
شافو:داش این طرفو ببین چه لباس شافوی تنش کرده!
واژه های مرتبط: داش .طرف.
نویسنده: رام
۲۶ دی ۱۳۹۰
شافو
محل رواج: جنوب تهران

 
۶
بالا
۲
پایین
به معنای تو چشم بودن-ضایع بودن
اوه اوه،یارور ببین عجب تیپ شافویی داره
واژه های مرتبط: زاخار خیت
نویسنده: فرهنگ
۲۷ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!