فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

گوزی

 
۷
بالا
۰
پایین
گوزی معادل خالی بندی که به شما قول کاری را میدهد و میفهمید که باز خالی بسته یا توان کاری را ندارد و به شما میگوید که انجام میدهد
به طرف میگی داش موتورمو راهنمای رانندگی گرفته کسی اشنا نداری درش بیارن:
اره داداش من خودم فردا میرم دنبالش سه سوته درش میارم!
تو که میشناسیش میگی باز گوزی اومدی!؟
نویسنده: رام
۲۶ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!