فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لاشخور

 
۱۲
بالا
۰
پایین
واژه لاشخور یعنی کسی که چتر دیگری باشد در واقع لاشخور بودن حتما نباید چیزی خورده شود ولی در عرف امروز اگر چیزی توسط دیگردی از شما به نامردی خورده شود نامه لاشخور ازآن او خواهد شد .
مثلا : دیروز ساندویچ خریدم این لاشخورا ریختن سرم همرو گرفتن
واژه های مرتبط: لاشخور
نویسنده: shift
۲۶ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!