فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

صندوق

 
۴
بالا
۵
پایین
واژه صندوق 2 معنی متفاوت داره 1- چتری 2 - کسی که تو جیباش پوله خورد زیاده
مثال واسه 1 - علی کجا میرین : بتوچه بازم میخوا صندوق شی

مثال واسه 2 - علی : این چیه صدا میخوره
ممد : باز حسن باخودش صندوق اورده
واژه های مرتبط: صندوق
نویسنده: shift
۲۶ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!