فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کشیدن بیرون

 
۱۴
بالا
۱
پایین
به معنای رها کردن، اذیت نکردن و به حال خود گذاشتن است و در واقع کنایه ایست از خارج کردن آلت رجولیت از فرج
اصغر: دافه چه ضایت کرد امروز
رضا: جون مادرت بکش بیرون از من اصلا حوصله ندارم.
واژه های مرتبط: ول کردن
نویسنده: پرادمبی
۴ شهریور ۱۳۹۳
کشیدن بیرون

 
۱۱
بالا
۷
پایین
اصطلاح کشیدن بیرون یعنی ولی کردن کسی و یا رها کردن کسی است که خودش را به شما میچسباند .
مثلا : علی پایه ای بریم بیرون
ممد : اما بکش بیرون با
واژه های مرتبط: کشیدن بیرون
نویسنده: shift
۲۶ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!