فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شانسی

 
۵
بالا
۳
پایین
یعنی بدون دخالت مستقیم خود شخص، اتفاق خوبی برای وی بیافتد.
علی رو دیدی چه شانسی تونست مسابقه رو ببره؟
دیدی اون بیسواد چجوری کنکور سراسری قبول شد؟
واژه های مرتبط: الکی الکی
نویسنده: سعید
۲۶ دی ۱۳۹۰
شانسی

واژه روز در۱۲ فروردین ۱۳۹۴

 
۱۲
بالا
۴۰
پایین
وقتی توی غذای یه نفر مو پیدا بشه میگن غذا شانسی داشته!
من از تو غذام شانسی پیدا کردم!
واژه های مرتبط: غذا مو
نویسنده: shaD
۱۱ فروردین ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!