فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خانوم

 
۷
بالا
۳
پایین
دختر سر براه و مودب

اگر جنس مونث باشی و لطفی در حق كسی انجام بدی كه خیلی باحاش حال كنه معمولا به كار ببره! مصداق خیلی آقایی برای مردان
مریم چه دخمل خانمیه!

خیلی خانومی.... نوكرتم به مولا!
واژه های مرتبط: سرور
نویسنده: پري
۲۶ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!