فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ژیگول

 
۱۳
بالا
۸
پایین
فردی که سعی می کند سر و وضع خود را شبیه ثروتمندان نشان دهد اما مسخره می نماید.
شیک - جوان جلف - ژیگولو.
خاك برسرت، مثل این بچه ژیگولا شدی.
واژه های مرتبط: سوسول
نویسنده: reza
۲۶ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!