فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شاش بند

 
۱۹
بالا
۰
پایین
عدم توانایی در ادرار کردن از روی هیجان یا ترس
-تو نمیخوای از دستشویی بیای بیرون؟! ما اینجا منتظریما!
- یه کم صبر کن حاجی! فکر کنم شاش بند شدم!


واژه های مرتبط: جوگیر ترسیده بزدل
نویسنده: زیکبمیچ
۲۶ دی ۱۳۹۰
شاش بند

 
۱۰
بالا
۲
پایین
از فرط ترس به خود ریدن
داشتم ادای صاحاب کارمونو درمیاوردم میخندیدیم بابچه ها بیاوببین بساطی بود
دیدم علی داره اشاره میکنه برگشتم یهو دیدم طرف پشت سرم وایساده
شاش بندشدم خلاصه
واژه های مرتبط: قفل کردن قلف کردن
نویسنده: امیرووو
۱۳ بهمن ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!