فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شهرت باز
محل رواج: همه جا و همه آدم باحالا

 
۴
بالا
۴
پایین
كسی كه عشق معروف شدن داره و میخاد از راههای خاص كه اندازش نیست مثلا لباس و لوازم زیادی گرون یا خرج كردن بیجا مشهور بشه
١. دیدی اصغر ماشین چی خریده؟؟؟؟ آره بابا شهرت باز شده
٢. این چیه پوشیدی شهرت باز
واژه های مرتبط: كلاس گذاشتن
نویسنده: من خودمم
۲۶ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!