فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پشم

واژه روز در۲۷ دی ۱۳۹۰

 
۱۶۴
بالا
۳۹
پایین
کار آسان ، راحت ، مثل آب خوردن
امتحانه پشمه!!
واسه من این کارا پشمه!!
واژه های مرتبط: آسان
نویسنده: Ben
۲۶ دی ۱۳۹۰
پشم

 
۲۳
بالا
۳
پایین
بی ارزش،پست،کسی که آدم حسابش نمیکنن
فلانیو پشمم به حساب نمیارن
واژه های مرتبط: ذلیل.خاک بر سر.بی ارزش
نویسنده: نازلی داف
۱ خرداد ۱۳۹۱
پشم

 
۷
بالا
۰
پایین
به انسان بی ارزش و بی اهمیت می گویند
اولی به دومی در حضور سومی:داداش میای بریم شمال؟
سومی:منم پشم دیگه!
واژه های مرتبط: پشمک
نویسنده: حاج مجید
۱۳ مرداد ۱۳۹۲
پشم

 
۱۴
بالا
۱۶
پایین
به مویی که بعضی از جاهای بدن درمیآید هم گفته می شود.
دست تو بنداز پایین بابا حالم از اون همه پشم به بهم خورد
واژه های مرتبط: مو
نویسنده: شکر
۶ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!