فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خلخلی کردن
محل رواج: مازندران

 
۸
بالا
۱
پایین
به معنای خلال کردن دندان پس از خوردن غذاست ولی در مواردی استفاده از آن برای بیان انجام کارهایی برای وقت گذرانی بیهوده و بدون هدف است
همینجا خلخلی کن تا ما بیایم!
بابا حوصلمون سر رفت از بس اینجا وایسادیم خلخلی کردیم!

واژه های مرتبط: مگس پروندن
نویسنده: زیکبمیچ
۲۵ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!