فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جواد

 
۲۶
بالا
۸
پایین
آدمی که بدلباس باشد، هر چیزی که از مد افتاده باشد و یا استفاده از آن دیگر معمول و مقبول نباشد
۱. عجب آدم جوادیه بابا! یه نیگا به لباساش بنداز!
۲. گوشیت خیلی جواده! نمیخوای یکی جدید بخری؟
واژه های مرتبط: خز و خیل عهدبوق
نویسنده: زیکبمیچ
۲۵ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!