فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ضیفه
محل رواج: به همراه باکتری دیفتری رواج پیدا میکنه

 
۸
بالا
۱۴
پایین
در دو مورد دو کاربرد متفاوت داره:
۱- اوج ذلالت مرد
۲- اوج ظرافت زن
در مورد مرد هایی استفاده میشه که زمان اوج گرفتن در حین همین حال احساس استیصال و فلاکت هم بهش دست داده میشه!! ( یعنی بهش دست میدن یا میدن دستش!!)
مثال: ۱. صمد داره پروژه زیدش رو جلو بقیه تو کلاس انجام میده و زیدشم خووشال!!!
برو بچ : نیگااااااا ضیفه رو!!!
مثال: ۲. ضیفه بیشیی سر جات !!
واژه های مرتبط: ...
نویسنده: Iman.RV
۲۵ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!