فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لاکار

 
۹
بالا
۱
پایین
لاکار به شخصی که دیگر راه حلی برایش باقی نمانده میگویند
طرف بد جوری لاکار شده یعنی به فنا رفته
واژه های مرتبط: لاگوه
نویسنده: کامی
۲۵ دی ۱۳۹۰
لاکار

 
۶
بالا
۳
پایین
یعنی قضیه بوداره، استعاره برای کاری که نمی خوای کسی بفهمه
میگن قضیه لاکاره
واژه های مرتبط: عربی
نویسنده: آزادی
۲۵ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!