فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پی پی کردن
محل رواج: تهران و بچه های فی فی

 
۴
بالا
۳
پایین
دستشویی(بزرگ)کردن.ریدن در گفتار کودکانه.خرابکاری کردن به صورت مودبانه.
فی فی، من برم یه کوچیک پی پی کنم زودی میام.
داشت صورتش رو آرایش میکرد، رو ابروهای پی پی کرد
واژه های مرتبط: خراب کاری کرد
نویسنده: میخ دیواری
۲۵ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!