فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کمبود محبت

واژه روز در۶ اسفند ۱۳۹۰

 
۳۰
بالا
۱۳
پایین
کسی که دوستان یا والدینش زیاد بهش محبت نکردن. یه جورایی خودشو میچسبونه به آدم تا بهش حال بدی.یخورده که بهش حال بدی ذوق مرگ میشه و انگار به خر تی تاب دادی.خیلی گوشه گیره و اهل شوخی و بگو بخند نیست.
- دیروز این رفیقمون گیر داده بود بیا باهم بریم خرید.باهاش یه جورایی حال نمیکنم
آره بابا.یارو کمبود محبته خودشو هی میخواد بچسبونه به ما
واژه های مرتبط: عقده ای
نویسنده: میخ دیواری
۲۵ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!