فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لیزینگ
محل رواج: تهران

 
۱۲
بالا
۲
پایین
برای توصیف کاراکتر و تیپ التماسی استفاده می شود. کسی که ظاهرا سعی در ارتقای ظاهر و رفتار خود دارد اما در حقیقت جوات می باشد و چیزی در درون دارد که قابل تغییر نیست.
گروهی از آگاهان ذکر می کنند که پس از موج فروش خودروهای لیزینگی در ایران که سبب گردید فرودست ترین مردم هم توانایی جور کردن خودرویی را داشته باشند، این اصطلاح رایج گردید.
جان کلام برای این اصطلاح ،با مثال پیکان(پژو!!!) آردی تبلور میابد که خود آردی هم نیازمند اصطلاح مستقلی برای توصیف طبقه ای از مردم بکار می رود.آردی خودرویی است برای کسانی که سعی در باورِ داشتن خودروی پژو (بعنوان مظهر مایه داری و یا باکلاس بودن) را در خود و دیگران دارند،اما حقیقت وجودی پیکان (بعنوان مطهر جواد بودن و بی کلاسی) غیرقابل چشم پوشی و غیر قابل انکار است.
1-دیروز یه یارویی رو دیدم تریپ لیزینگ اما با اعتماد بنفس داشت تو مهمونی می رقصید.
2-پسره هی گیر داده بود ازش شماره بگیرم
-خب چرا نگرفتی؟
-آخه خیلی قیافش لیزینگ بود
3-این پسره ممد هم هر کاری کنه هنو لیزینگه
4-سرچاررا گلوبندک یارو سابید به ماشینم تا اومدم به خودم بیام دیدم یکی پیاده شد ،قیافه لیزینگ
واژه های مرتبط: تریپ آردی
نویسنده: آرامیس
۲۵ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!