فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مولا قسم

واژه روز در۲۵ دی ۱۳۹۰

 
۱۴۵
بالا
۴۲
پایین
نهایت صداقت و اطمینان یک پسر. سابقا نیازی به وجود رگه های مذهبی در گوینده بود اما امروزه این کلمه در بین همه طیفها کاربردی است.
همچنین از کاربردهای آن، اوج شکر خوری و درماندگی و حتی التماس گوینده است.
برخی هدف از بزبان آوردن این کلمه را، گریزی به فرهنگ سابقا جاهلی و اینک فانتزی پایین شهری می دانند.
در میان گفتگوهای رفقای فابریک و معتمد بسیار استفاده می شود.
۱- نوکرتم به مولا! (خطاب یک پسر به رفیق و یا دختر موردنظر برای اوتو زدن)
۲- به مولا میخواستم بهت بگم، اما نشد
۳- سید داغونم به مولا. منو دریاب
۴-ببین جیغیل! همچی میزنم نفهمی از کجا خوردی به مولا
۵- آقا دمت گرم و تنت سالم به مولا! امشب حال دادی
واژه های مرتبط: شکرخوری رفیق فابریک جیغیل
نویسنده: آرامیس
۲۴ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!