فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مثلا من بلدم ...
محل رواج: شمال

 
۵
بالا
۴
پایین
برای شخصی به کار میرود که کاری را برای جلب توجه یا (پز دادن) انجام میدهد
بیشتر جنبه ی مسخره کردن و حالگیری دارد
گاهی اوقات برای شخصی که از شما سر تر است .
و در شمال اغلب با (ایییییییییییییییییییییی) همراه است.
مثلا من ایفون دارم
مثلا من بلدم رانندگی کنم
اییییییییییییییی مثلا من سیکس پک دارم
نویسنده: the game
۲۴ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!