فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جمختی
محل رواج: گیلان

 
۱۱
بالا
۲
پایین
مارو کشتی ، خفمون کردی ، اعصاب نذاشتی واسمون ، ترتیب مارو دادی!!
معمولا در خطاب به فردی استفاده میشود که شدیدا سیریش و روی اعصاب بوده و از شما خواسته ای دارد و مدام و بی وقفه آن را تکرار میکند
این فرهاد جمخت مارو !
آقا جون جمختی،باشه ، میگم فردا زنگ بزنه بهت.
واژه های مرتبط: سیریش
۲۴ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!