فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شیشکی

 
۱۰
بالا
۵
پایین
صدا گوزی که با دهان در می آورند .
اولی : اینقدر میزنمت که صدای سگ بدی .
دومی : .......(انجام حرکت زیبای شیشکی )
واژه های مرتبط: ریدی
نویسنده: علیرضا پ
۲۴ دی ۱۳۹۰
شیشکی
محل رواج: اصفهان

 
۱
بالا
۱
پایین
باد معده را شیشکی گویند.
یارو اومد یه شیشکی بلندی داد .
طرف اومد و صدای باد معده بلندی از خود رها کرد .
واژه های مرتبط: گوز
نویسنده: خاکشیر
۱۵ مرداد ۱۳۹۴
شیشکی

 
۲
بالا
۶
پایین
شیشکی نوعی صدا است که طرف مقابل را اسکول میکند و از با کلاس بودن کسی که شیشکی میشنود کم میکند و ونشانه ی برتر بودن کسی که شیشکی را ول میکند است .
سر کوچه نشستیم یه آقا با شلوار جین چسب که دم پای شلوارشم لوله تفنگی و ابرو هاشم شیطونکیه رد میشه . جلو بچه محل ها یه شیشکی میزنی بهش میگی خیلی بزی!!!!!!
واژه های مرتبط: بره چی
نویسنده: جون تو
۱۶ فروردین ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!