فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سید

 
۱۸
بالا
۵
پایین
کلمه ای برای خطاب طرف مقابل می باشد. اخیرا کاربرد این کلمه سابقا حرمت دار، بطور بیسابقه ای گسترده شده و گستره وسیعی از انواع شخصیتها و کاراکترها را در بر می گیرد. از برخی از کاربردهای این کلمه پرکاربرد می توان به:آدم حرمت دار، رفیق فاب، خطاب قرار دادن مشفقانه و خیرخواهانه، آدم و طرف حساب ببو،شخص چشم و گوش بسته و ندید بدید،شخص تابلو و پیشانی سفید و بسیاری از کاراکترهای دیگر نام برد. لازم به توضیح است هر روز معانی و کاربردهای جدیدی از این کلمه گهربار کشف می شود.
١- سید! یه دهن برامون بخون ببینیم چی داری واسمون؟
٢- آقا! داشتی میومدی سید رو هم میاوردی یکم فیض ببره تو ایران زمین.
٣- تو دهن مارو صاف کردی سید! بیخیال ما شو
٤- آخه این چه کاری بود کردی سید این موقع شب؟
٥- یا سیدی! (اظهار شوق خرکیفانه از مثلا دیدن یک دختر زیبا در هنگام رقص با افزودن یای عربی برای اظهار نزدیکی بیشتر)
٦- یارو که سیدِ محلمونه با تیپ ضایع اش
واژه های مرتبط: ضایع خرکیف رفیق فاب
نویسنده: آرامیس
۲۴ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!