فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سبز شدن، سبز زدن
محل رواج: همه جا مخصوصا تو دعواي ترافيك

 
۱۲
بالا
۴
پایین
اوه اوه... یارو سبز شد
وقتی تو بحث یارو دیگه قاطی كرده و میخاد طرفو بزنهههه
كنایه از تبدیل شدن هالك موقع عصبانیت
تو جرو بحث فرض كن یكی دیگه تحمل نمیكنه :
محمد بی خیال یارو سبز میزنه... لهت میكنه ها
یا دیگه پا شد كه بزنه:
اوه اوه. ببین یارو سبز شد
واژه های مرتبط: قهوه اي قاطي كردن دعوا
نویسنده: من خودمم
۲۳ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!