فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سپل
محل رواج: مازندران

 
۸
بالا
۳
پایین
در محاورات از سپل بمعنای آدم بد دهن و زبان تلخ استفاده میگردد.
سپل در لهجه مازنی بمعنی خرمگس کنار رودخانه ها می باشد. خرمگس های نیش دار...
آخه سپل این چه طرز نالیدنه. را دست بنال دیگه. سپل بازیم حدی داره آخه!
در شوخی ها: سپل سپل صد تومن---هزاروسیصد تومن
واژه های مرتبط: نادخ بد دهن
نویسنده: صفر سپل پور
۲۲ دی ۱۳۹۰
سپل

 
۳
بالا
۲
پایین
سپل تام یک شهرستان در اصفهان است که فریدونشهر نام دارد..به زبان گرجی نام این شهر را سپل میگوییم....
فریدونشهر
واژه های مرتبط: پیست اسکی فریدونشهر
نویسنده: گرجی زبان
۲۲ دی ۱۳۹۳
سپل

 
۲
بالا
۲
پایین
سـُـپـِـل کلمه ای به زبان گرجی است به معنای آبادی، دهکده، روستا
فریدون شهر و دیگر شهرها و روستا های گرجی فریدن که اهالی هر کدام، شهر خود را سـُـپـِـل می نامند.
واژه های مرتبط: کالاک
نویسنده: سپلیول
۲۶ اسفند ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!