فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سفله
محل رواج: تهران

 
۴
بالا
۲
پایین
معنی واقعی : نادان
معنی نوین: آدمی بیخود که هرکاری که به نفعش باشد را انجام می دهد.
/کسی که خودش را تافته ی جدا بافته می داند.
بچه های کلاس ما همه سفلن کافیه پای نمره وسط باشه ننشونم لو میدن.
واژه های مرتبط: بیخود
نویسنده: ghazaleh
۲۲ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!