فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ماسماسک

 
۱۲
بالا
۹
پایین
یه چیزه دیگه ، تعریف نداره ، چه می دونم به شی که حال نداره درباره اسمش فکر کنی می پرونی
به فینگلیش : masmasak
این ماسماسکه چیه؟
یا مثلا داری چیکار می کنی؟
دارم اینو جاش می زنم ، ماسماسکش اندازش نیست
واژه های مرتبط: شی
نویسنده: داریوش
۲۲ دی ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!