فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سگ خورد

واژه روز در۵ دی ۱۳۹۰

 
۸۸
بالا
۱۱
پایین
بخشیدن چیزی به کسی در عین نارضایتی در مقابل به دست آوردن و یا آگاه شدن از یک مسئله.
_ اون پیرهن برزیلتو بده به مو تا بگم زیدتو کجا دیدُم !
ـ سگ خور (د) ، باشه !
واژه های مرتبط: سگ خور
نویسنده: نیما
۲۵ آذر ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!